لزوم تدريس زبان ترکى در مدارس ايران

نگاهی به موانع و مشکلات

دکترعلى قره ‌جه ‌لو -  تورنتو

 

اخيرا گزارشى در سايت اينترنتى بى‌بى‌سى لندن (بخش فارسى) با عنوان: " تاسيس زبان و ادبيات ترکى براى نخستين بار در دانشگاه تبريز" منتشر شد.  ( متن این گزارش در شهروند سه شنبه 11 ماه مه نیز چاپ شده است )

گزارش بى‌بى‌سى متکى به اظهارات رئيس دانشگاه تبريز آقاى  محمد‌رضا پور‌محمدى و برخى از مسئولان دانشگاه تبريز است. گزارشگر بى‌بى‌سى آقاى مهرداد‌فرهمند، اظهارات آقاى بابک امير‌خسروى که در آن گزارش بنام "پژوهشگر تاريخ معاصر ايران که خود آذربايجانى است" و نيز آقاى  احمد امينيان "پژوهشگر دانشگاه آزاد بروکسل" را نيز بعنوان "مفسر" و "صاحبنظر" در اين زمينه آورده است.

فرازهائى از گزارش بى‌بى‌سى چنين است:

" خبرگزارى دانشجويان به نقل از محمد‌رضا ‌پورمحمدى رئيس دانشگاه تبريز از تاسيس رشته زبان و ادبيات ترکى آذربايجانى در ايران خبر‌داده و اعلام کرده که قرار است از سال تحصيلى آينده براى تحصيل در اين رشته دانشجو پذيرفته شود.  اين نخستين بار است که در ايران براى تدريس زبان و ادبيات ترکى آذربايجانى به شيوه‌اى آکادميک تصميم گرفته مى شود.  همچنين رئيس دانشگاه تبريز در گفتگو با خبرگزارى دانشجويان گفته است که کتب درسى تدوين شده‌اى براى اين رشته در ايران وجود ندارد".

قبل از پرداختن به اين گزارش لازم مى دانم به گزارشى که در همين رابطه در تاريخ ٢٠ نوامبر ٢٠٠٣ با عنوان " زبان و ادبيات آذربايجانى رشته دانشگاهى در ايران مى شود"، منتشر شد، اشاره کنم. در آن گزارش آمده بود که:  " وزارت علوم، تحقيقات و فن‌آورى ضمن تصويب يک برنامه آموزشى با تاسيس رشته زبان و و ادبيات آذرى در دانشگاه ها موافقت کرد. دانشگاه اروميه اولين دانشگاه کشور خواهد بود که اقدام به پذيرش دانشجو در رشته زبان و ادبيات آذرى در سطح ليسانس مى کند".

" دکتر محبوب طالعى رئيس دبير خانه دائمى ادبيات آذرى در دانشگاه اروميه در اين ارتباط گفت: دانشگاه اروميه براى ايجاد اين رشته در حال تامين امکانات و زمينه‌هاى لازم است. تعداد کل واحد‌هاى درسى رشته زبان و ادبيات آذرى ١٣٥ واحد است که ٢٠ واحد آن دروس عمومى، ٢٠ واحد دروس پايه، ٤٩ واحد دروس اصلى، ٤٢ واحد دروس تخصصى و ٤ واحد دروس انتخابى خواهد بود".

دکتر محبوب طالعى ادامه مى دهد:  " در حال حاضر کمبود افراد متخصص و جذب استاد از مشکلات اصلى راه اندازى رشته زبان و ادبيات ترکى است که اين امر با شناسائى فرهيختگان و پژوهندگان ادبيات آذربايجان در داخل و کشورهاى همجوار مرتفع خواهد شد. فارغ التحصيلان اين رشته مى توانند در آموزش و‌‌پرورش و نهاد‌ها و ارگان‌هائى که وجود کارشناسى چنين رشته را ضرورى مى دانند مشغول به کار شوند.  در صورت فراهم آمدن شرايط پذيرش دانشجويان رشته زبان و ادبيات آذرى در پائيز ١٣٨٣ دانشجو خواهد پذيرفت".

در اين دو گزارش، مسئولين دانشگاه هاى تبريز و اروميه در مقابل اين سوآل اساسى که چرا تاکنون در ايران زبان و ادبيات ترکى آذربايجانى که زبان ميليون ها ايرانى ترک زبان است ( ٣٧ درصد جمعيت ايران‌) نه تنها در دانشگاه ها بلکه در مدارس ابتدائى نيز تا بحال تدريس نشده است، و علل و عوامل آن چه بوده جوابى نمى دهند. در حالیکه هم قانون اساسى مشروطه ( اصول ٩٥- ٩٤) و هم قانون اساسى جمهورى اسلامى ( اصول ٤٨- ١٩- ١٥) لزوم تدريس زبان ترکى در مدارس و دانشگاه ها را تاکيد کرده اند. مسئولين دانشگاه هاى تبريز و اروميه بجاى پاسخگوئى به اين سوآل اساسى، مشکلات راه اندازى اين رشته در دانشگاه ها در زمان حاضر را چنين باز‌گو مى کنند:

-  کتب درسى تدوين شده اى براى اين رشته در ايران وجود ندارد.

-  کمبود افراد متخصص و جذب استاد از مشکلات اصلى راه اندازى رشته زبان و ادبيات ترکى است.

-  در اين دانشگاه ها تعداد کافى استاد تحصيل کرده ادبيات ترکى که قادر به تدريس این رشته در سطح دانشگاه باشند وجود ندارد.

-  نبود‌ساز و کار مناسب براى اشتغال فارغ التحصيلان رشته زبان ترکى.

از اين مسئولين دانشگاهى بايد پرسيد، چرا کتب تدوين شده ترکى آذربايجانى در ايران وجود ندارد؟ چرا تحصيل کرده زبان و ادبيات ترکى در ايران وجود ندارد؟   چرا امکان اشتغال فارغ التحصيلان زبان و ادبيات ترکى در ايران وجود ندارد؟   آيا امکان تحصيل به زبان ترکى در ايران تا به حال وجود داشته است که شما از کمبود تحصيل کرده زبان و ادبيات ترکى و نبود ساز و کار اشتغال صحبت مى کنيد؟ مسئولين دانشگاهى ما با اين چراها کارى ندارند، با علل و عوامل اين کمبود‌ها کارى ندارند، آنها ‌آگاهانه از پاسخ گوئى طفره مى روند.   مسئولين دانشگاهى سياست هاى برنامه ريزى شده فرهنگ کشى عليه زبان، تاريخ، ادبيات، مطبوعات، تعليم تربيت به زبان ترکى و ديگر زبان ها و فرهنگ هاى غير فارس را ( که در ٨٠ سال اخير بوسيله حکومت هاى ايران با شدت ادامه داشته است) را آگاهانه کتمان مى کنند.

متاسفانه رؤسا و مسئولين دانشگاهى در ايران انسان هائى فرهيخته، با دانش، و داراى مدارج علمى برجسته و از نظر تفکر اجتماعى و سياسى مستقل نيستند.  اين افراد مامورين دولت ايران اند، کارگزاران سياست هاى فرهنگى دولت اند، فاقد استقلال و اکثرا فاقد شخصيت علمى لازم هستند.  ما از اين افراد انتظار نداريم که بيانگر واقعيات موجود فرهنگى در ايران باشند، لذا نظر آنها، نظر رسمى و سياست تائيد شده دولت است  و بس.‌   آنها مانند نمايندگان مجلس انتصابى‌اند  و با خواست هاى مردم خود بيگانه هستند.  آنها همانقدر نمايندگان علمى و فرهنگى جامعه خود هستند که نمايندگان مجلس نماينده واقعى مردم. 

در رابطه با تاسيس رشته زبان و ادبيات ترکى آذربايجانى در دانشگاه اروميه، خبرگزارى دانشجويان در همان زمان اعلام خبر مزبور، مصاحبه اى نيز با دکتر محمد حسين صديق (‌حسين دوزگون ) متخصصن زبان و ادبيات ترکى در ايران که خود يکى از کوشندگان و تلاشگران شناخته شده آذربايجانى در اين زمينه است، داشته است.   ذکر نظر ايشان در اين جا به شناخت واقعيات موجود در اين زمينه کمک زيادى مى کند.   دکتر صديق در اين مصاحبه مى گويد:

" در سه دهه اخير نزديک به ١١ هزار عنوان کتاب به زبان ترکى آذرى در ايران انتشار يافته است که در ميان آنها آثار علمى، تحقيقى، پژوهشى، تاريخى، زبان شناسى، ادبى، آثار غنى ادبيات مدرن و شعر‌نو وجود دارند.  به اين ترتيب، تاسيس رشته مذکور در دانشگاه اروميه، مواجه با کمبود منبع نخواهد بود. حتى منابع کلاسيک و آثار دوره قرون وسطاى ادبيات ترکى در ايران به شيوه چاپ سنگى انتشار يافته است و در اغلب کتابخانه ها و گنجينه های  نسخ خطى و چاپى ايران موجود هستند. همچنين تعداد کثيرى متون نظم و نثر ترکى آذرى در ايران وجود دارند که  حتى نياز به اساتيد خارج از کشور نيز احساس نمى شود، زيرا در داخل کشور تعداد کثيرى از متخصصان فرهيخته و استادان پژوهشگر ادبيات آذربايجانى وجود دارند".

"هم اکنون در تهران موسسات پژوهشى و موسسات فرهنگى متعددى وجود دارند که در امر تحقيق در زبان و ادبيات آذربايجانى مشغولند.  در سايت هاى اينترنتى نيز تعداد کثيرى از تاليفات و تحقيقات فرهيختگان آذربايجان ايران وجود دارند. چند مجلد فرهنگ فارسى به ترکى و ترکى به فارسى چاپ شده است.   کتب کلاسيک تصحيح دانشگاهى شده و منتشر شده‌اند.   تاريخ ادبيات زبان ترکى آذربايجانى نوشته شده است.   اين امر چنان وسيع است که حتى مى توان در همه دانشگاه هاى ايران دوره ليسانس و دوره‌هاى بالاتر زبان و ادبيات آذربايجانى را تاسيس کرد.  علاوه بر آن در مطالعات و پژوهش هاى تطبيقى ترکى‌- فارسى و ترکى- عربى نيز مى توان از اين آثار استفاده کرد.   اين ادبيات تطبيقى و مقايسه اى سرانجام بايد در ايران پا بگيرد.  اگر رشته زبان و ادبيات آذرى در ايران تاسيس شود تربيت شدگان آن مى توانند به رشته هاى زبان و ادبيات فارسى نيز کمک کنند".

نگاهى کوتاه به نظرات مسئولين دانشگاهى دولتى و مقايسه آن با نظر دکتر صديق واقعيات تلخى را روشن مى‌کند.   در اين رابطه بايد در نظر گرفت که اين همه کار‌عظيم در زمينه زبان و ادبيات ترکى آذربايجانى در ايران که دکتر صديق به قسمتى از آن اشاره کرده است، بوسيله استادان، محققين، شاعران و نويسندگان متعهد آذربايجانى که هدفى جز عشق به زبان و هويت و سربلندى مردم خود ندارند انجام شده است، و اين درحالى است که حکومت هاى ايران نه تنها کوچکترين کمکى به این امر نکرده و هزينه اى در اين راه صرف نکرده اند، بلکه در ممنوعيت زبان ترکى، تحريف تاريخ و انکار هويت ترکان آذربايجان و سرکوب جنبش هويت‌خواهى ترکان آذربايجان گوى سبقت از نژاد پرست ترين رژيم هاى دنيا را نيز ربوده‌اند.

ديدگاه هاى "مفسرين" و "پژوهشگران" درباره "تاسيس بخش زبان و ادبيات ترکى در دانشگاه تبريز":

گزارشگر بى‌بى‌سى با استناد به نظر "کارشناسانه" آقاى "بابک اميرخسروى" مى نويسد: " بابک امير‌خسروى، پژوهشگر تاريخ معاصر ايران که خود آذربايجانى است و از پژوهشگران در زمينه آذربايجان است ، مصلحت انديشى‌هاى سياسى را عامل اصلى عدم تدريس زبان ترکى در ايران مى داند و مى گويد، از زمانى که روسها پس از اشغال منطقه اران و قفقاز نام آن را به آذربايجان تغيير دادند، روشنفکران آذربايجانى همواره نسبت به هر عاملى که به تهديد تماميت ارضى ايران بيانجامد حساس بوده‌اند".  و " بگفته بابک اميرخسروى هنگامى که ميرزا حسن رشديه، نخستين مدارس به سبک نوين را در زمان قاجاريه در ايران تاسيس کرد، قصد داشت که دانش آموزان در آذربايجان هم به زبان ترکى بخوانند و هم فارسى، اما با رشد جنبش هاى پان‌ترکيستى در قفقاز با حمايت ترکيه عثمانى باعث شد تا روشنفکران آذربايجانى به خاطر دغدغه حفظ تماميت ارضى ايران تحصيل به زبان فارسى را تقويت کنند، اين سياست را دولت هاى حاکم بر ايران نيز همواره دنبال کرده اند".

گزارش بى‌بى‌سى، همچنين به نظر کارشناسانه آقاى احمد امينيان استناد کرده و مى نويسد:  "احمد امينيان از پژوهشگران دانشگاه آزاد بروکسل، موضوع تدريس زبان و ادبيات ترکی در دانشگاه را کاملا با مسائل قومى بى ارتباط مى داند و تاسيس رشته زبان و ادبيات ترکى در دانشگاه تبريز را حرکتى صرفا علمى و بى ارتباط با خواسته هاى قومى ارزيابى مى‌کند.   به عقيده آقاى امينيان، منطق تاسيس چنين رشته‌اى در دانشگاه تبريز تنها با اهداف پژوهشى قابل تطبيق است".

 برخلاف نظر‌"‌کارشناسانه" آقاى بابک امير‌خسروى که استدلال هاى شان را از زراد‌خانه تبليغاتى شناخته شده نظريه پردازان دوران رضاخان قرض گرفته‌اند، و گناه ممنوع شدن زبان ترکى در ايران را به گردن خود آذربايجانى ها مى اندازند، گويا که دولت هاى ايران فقط خواست آنها را دنبال کرده اند!   و برخلاف قسم و آيه آقاى امينيان که گويا تاسيس رشته زبان و ادبيات ترکى در دانشگاه تبريز، حرکتى صرفا علمى و بى ارتباط با خواسته هاى قومى است و تنها با اهداف پژوهشى قابل تطبيق است !

واقعيت اين است که مشگل اساسى و مانع عمده نه تنها در راه تاسيس رشته زبان و ادبيات ترکى در دانشگاه ها، و ممنوعيت زبان ترکى آذربايجانى بلکه ممنوعیت تمام زبان هاى غير فارسى در ايران، نه کمبود استاد، يا نبود کتب درسى تدوين شده و نه، فقدان ساز و کار مناسب براى اشتغال فارغ التحصيلان اين رشته‌ها، بلکه سياست هاى ويرانگر فرهنگى رژيم هاى پهلوى و جمهورى اسلامى در جهت پاکسازى و نابودى زبان ها و فرهنگ هاى غير فارس به نفع زبان و فرهنگ فارسى در ايران است.  سياست هاى فرهنگ کشى، همپا و در هماهنگى کامل و برنامه ريزى شده با ساير سياست هاى کلان اقتصادى، عمرانى و فرهنگی طرح ريزى شده و تا به امروز ادامه دارد. اين سياست ها از يک طرف سبب نابودى شالوده اقتصادى آذربايجان و مناطق ترک نشين ايران در جهت آماده کردن زمينه براى جابجائى جمعيت متراکم ترک هاى آذربايجان ايران و پراکندن آنها در نقاط ديگر ايران و جلوگيرى از تمرکز جمعيتى آنان در مناطق وسيع سرزمين آذربايجان بوده و از طرف ديگر با ممنوع کردن تحصيل به زبان ترکى و تحريف تاريخ ترکان آذربايجان ايران و تحقير و تبليغات همه جانبه عليه زبان و فرهنگ ترکان از طريق رسانه هاى جمعى، مطبوعات، راديو‌- ‌تلويزيون‌ زمينه هاى نابودى اين فرهنگ و زبان و نهایتا محو هویت قومی مردم آذربایجان را در مد نظر داشت. (١)

چرا امروز رژيم جمهورى اسلامى ايران ظاهرا، به رويکرد متفاوتى با سياست هاى فرهنگى سابق خود روى آورده است؟

در گزارش بى‌بى‌سى اشاره کوتاهى به علل اين رويکرد شده است، ولى  اين اشاره نيز در جهت تحريف واقعيات و در جهت مخالفت با آزادى زبان و فرهنگ ترکان آذربايجان و تطهير سياست‌هاى جمهورى اسلامى در اين زمينه است.

گزارش بى‌بى‌سى در اين باره مى نويسد: " گرايش‌هاى قومى گرايانه در آذربايجان ايران بويژه در سال‌هاى اخير و پس از استقلال جمهورى آذربايجان شوروى رشد چشم گيرى داشته و تدريس زبان ترکى يکى از خواسته هاى اصلى فعالان قومى‌گرا در آذربايجان بوده است". و يا " اين موضوع اين احتمال را مطرح کرده است که تاسيس رشته زبان و ادبيات ترکى آذربايجانى در دانشگاه تبريز نوعى عقب نشينى حکومت ايران در برابر خواست‌هاى قومى گرايانه است".

کاربرد عباراتى مانند "گرايش‌هاى قومى گرايانه"، "فعالان قومى‌گرا"، "خواسته‌هاى قومى گرايانه" در اين گزارش که بار منفى در فرهنگ رايج ما دارند فقط با هدف مخالفت با اين خواست ها و تائيد موضع سرکوب گر حکومت ايران صورت مى گيرد.   بايد پرسيد، اگر خواست آزادى تحصيل به زبان مادرى يعنى زبان ترکى آذربايجانى ( که لزوم آن در هر دو قانون اساسى مشروطه و جمهورى اسلامى نيز تصريح شده است و در عين حال، اين خواست يک حق دموکراتيک شناخته شده در تمامى ميثاق هاى بين المللى است که  حکومت هاى ايران نيز آنها را امضا کرده و موظف و متعهد به مراعات آن شده‌اند‌) قوم گرائى است، پس ممنوع کردن و سرکوب برنامه ريزى شده و سيستماتيک زبان و فرهنگ و هويت ترکان آذربايجان و ديگر زبان ها و فرهنگ هاى غير فارس در ايران به نفع زبان و فرهنگ فارسى چه نامى دارد ؟

اگر تغيير سياست‌هاى فرهنگى رژيم جمهورى اسلامى در قبال ترکان آذربايجانى بمعناى قبول واقعيات موجود در ايران، يعنى قبول خواست‌هاى زبانى‌- ‌فرهنگى،  قانونى و عادلانه مردم آذربايجان بود، مسلما امرى مثبت بود، ولى مشگل اينجاست که جمهورى اسلامى ايران نه در اين زمينه صميميت دارد و نه مى خواهد که کار را به متخصصين خود آذربايجان بسپارد که مستقل از دولت اند.‌   کار گزاران فرهنگى جمهورى اسلامى قصد دارند با تزوير و رياکارى و تبليغات گسترده و با دست عوامل خود که علاقه ای به آزادى زبانى‌-‌فرهنگى ندارند، در راستاى سياست‌ نابودى فرهنگ هاى غير فارس، سر مردم آذربايجان شيره بمالد.   اين يک مانور سياسى‌-‌فرهنگى براى سردواندن مخالفين سياست هاى تبعیض فرهنگى رژيم است.

علل مانور سياسى‌- ‌فرهنگى جمهورى اسلامى را بايد در سه عامل زير جستجوکرد:

١- استقلال جمهورى آذربايجان.

٢- تحولات منطقه اى مانند مداخله آمريکا در افغانستان و عراق.

٣- تحولات بعد از پايان جنگ ايران و عراق و تشکل و رشد جنبش هويت خواهى در آذربايجان.

استقلال جمهورى آذربايجان از همان ابتدا به مزاق جمهورى اسلامى خوش نيامد، و تحولات منطقه بويژه در عراق و افغانستان (عوامل بيرونى)، و مهم تر از همه، رشد و انسجام جنبش ملى و هويت خواهى آذربايجان (عامل درونى) علل اصلى رويکرد رژيم جمهورى اسلامى در اين زمينه بشمار مى رود.

جمهورى اسلامى با در نظر داشتن واقعيات فوق، مى خواهد با تاسيس رشته زبان و ادبيات ترکى آذربايجانى در دانشگاه‌ هاى آذربايجان، از بالا، و بدون آزادى زبان و فرهنگ ترکان آذربايجانى در ايران و بدون جواب‌گوئى به خواست اساسى مردم آذربايجان خود را از اين مخمصه رها سازد.  هدف جمهورى اسلامى دور زدن خواست‌هاى مردم آذربايجان در زمينه آزادى هاى اساسى است که از آنها سلب کرده است.  نتيجه مانور سياسى -  ‌فرهنگى جمهورى اسلامى منجر به سپردن زبان و ادبيات ترکى آذربايجانى به موزه آثار باستانى خواهد شد بدون اينکه زبان و فرهنگ و ادبيات مردم آذربايجان در خدمت و در دسترس خود مردم آذربايجان قرارگيرد.  نتيجه سياست گذارى هاى آموزشى و فرهنگى جمهورى اسلامى که نه در خدمت آموزش و فرهنگ بلکه با اهداف سياسى صورت مى گيرد اين خواهد بود که کودک آذربايجانى که زبان مادرى خود را در مراحل اوليه( دوره های تحصيل ابتدائى و متوسطه) به علت ممنوع بودن آموزش به زبان ترکى در مدارس ايران فرا نگرفته و با عشق و حسرت فراگيرى و تحصيل زبان مادرى بزرگ مى شود به هنگام پايان تحصيلات و آماده شدن براى ورود به دانشگاه، برسر يک دوراهى سرنوشت ساز قرار‌گيرد.  آيا رشته تحصيلى مورد علاقه علمى‌- ‌فنى مورد علاقه خود را انتخاب نمايد يا زبان و ادبيات ترکى آذربايجانى که به آن عشق مى ورزد؟  جوان آذربايجانى در هر دو صورت بازنده خواهد بود !  اگر رشته علمى مورد نظر خود را انتخاب نمايد بايد به کلى عشق و علاقه به زبان مادرى و حسرت فراگيرى آنرا تا آخر عمر در خود بکشد، و اگر زبان و ادبيات ترکى را انتخاب کند بايد فاتحه پيدا کردن کار مناسب را که بتواند با آن گذران کند  بخواند.  اين مانور سياسى‌- ‌فرهنگى رژيم، با داشتن بار تبليغاتى براى فريب افکار عمومى، سيل بيکاران فارغ التحصيل زبان و ادبيات ترکى را بهمراه خواهد داشت.   که در ميان مدت آنها را به علت بيکار ماندن، از تحصيل به زبان مادرى دور کرده و از طرف ديگر آذربايجان را تهى از کادر‌هاى علمى و فنى و متخصص در تمام زمينه ها خواهد کرد.

ترک زبانان ایران در هر نقطه از ایران که زندگی می کنند حق دارند که زبان مادرى خود را از همان دوران کودکستان و سپس از کلاس اول ابتدائى بنويسند، بخوانند و به کار برند و تحصيلات خود را تا پايان دانشگاه به زبان مادرى خود ادامه دهند.   اين نه تنها حق يک ترک آذربايجانى بلکه حق همه مليت هاى محروم از زبان مادرى خويش در ايران است. همچنانکه يک اصفهانى و کرمانى و خراسانى از همان ابتدا در مدارس به فراگيرى زبان فارسى مى پردازد، يک ترک آذربايجانى هم بايد اين حق را داشته باشد که از همان اوان کودکى امکان فراگيرى زبان مادرى خود را داشته باشد، اين يک منت و يا مزيتى نيست که دولت جمهورى اسلامى در حق شهروندان ترک زبان خود قائل مى شود، اين يک حق است، حقى قانونى، مشروع و دموکراتيک.

براى درک بهتر واقعيات سياست گذارى هاى آموزشى‌-‌فرهنگى دولت جمهورى اسلامى، خواندن دو گزارش زير، ميزان صداقت و يا ابعاد دروغ دولت را در اين زمينه روشن مى کند.

دولت چه مى کند؟ ملت چه مى خواهد؟

-   صندوق جريمه صحبت به زبان ترکى در روستاى "مينيق" هريس.

" مينيق يک روستاى نه چندان معروف در ١٥ کيلومترى بخش هريس آذربایجان است. خود اين بخش در ٨٥ کيلومترى بخش غرب تبريز قرار دارد.  در روستاى مينيق دبستان ابتدائى شرف و مدرسه راهنمائى پروين اعتصامى که رؤساى آنها غير بومى (فارس) هستند، بعنوان برترين نمايندگان وزارت آموزش و پرورش در اين روستا سرگرم تعليم و تربيت دخترکان معصوم روستاى مينيق هستند.  اگر شما داخل مدرسه شويد در راهروى هردوى اين مدارس يک صندوق نسبتا بزرگ شبيه آنچه که معمولا براى جمع‌آورى پيشنهادات در مدارس تهران گذاشته مى‌شود قرار‌داده اند.  اما دختران دانش ‌آموز مينيق در اين صندوق‌ها پاکت نظرات و پيشنهادات خود را نمى اندازند !  به دستور مديران هر دو مدرسه، دانش‌آموزان اين مدارس موظف هستند به هنگامى که‌ دانسته و‌ يا ندانسته در کلاس، حياط مدرسه و يا بطور کلى هر‌جا در حضور مسئولان اين مدارس به زبان مادرى خود یعنی ترکى صحبت کنند جريمه شوند و اسکناسهاى ٢٠،٥٠ و١٠٠ تومانى را، بسته به ميزان جريمه تعيين شده از سوى معلمين، ناظم و ‌يا مدير مدرسه در صندوق جريمه ‌ها بيفکنند.

اين قانون نفرت انگيز باعث شده‌ تا بسيارى از کودکان از ترس ناتوانى در تکلم زبان فارسى از پرسيدن سوال در کلاسهاى درسى که مى بايد تشويق کننده پرسشگرى باشد اجتناب کنند، در صورت جريمه شدن هزينه اى را به خانواده محروم روستائى خود براى ريختن در صندوق تحميل کنند، به تشويق معلمين خود در صورت نپرداختن جريمه از سوى همکلاسان خود خبر‌چينى کنند، بدليل شرطى شدن و ترس ناخودآگاه از جريمه شدن حتى با والدين ترک خود که تنها قادر به صحبت به ترکى هستند در خانه ها فارسى صحبت کنند، از هم ‌صحبتى با پسران ترک زبان خانواده و يا فاميل که در مدارس آنها قوانين شوونيستى کمترى به چشم مى‌خورد فاصله بگيرند، قادر به ياد‌گيرى کامل زبان مادرى خود نشوند، در اثر تلقين مسئولان مدرسه به زبان ملى خود، یعنی ترکى به ديده تحقير بنگرند و ...

بى ترديد آنچه که در مدارس پروين اعتصامى و شرف روستاى مينيق در جريان است، ياد‌آور رفتار استعمار‌گران با مردم و فرهنگ بومى آنها در سرزمين‌هاى مستعمره است.  اين يک جنايت فرهنگى است که مطابق تعريف سازمان يونسکو از آن مى توان تحت عنوان "‌ژنوسايد فرهنگى" نام برد.

-   سفارت ايران در تاجيکستان ١٣ مدرسه فارسى زبان را باز‌سازى کرد.

طبق يک خبر رسمى با کمک مالى سفارت ايران در تاجيکستان ١٣ مدرسه متوسطه در استان ختوان اين کشور باز‌سازى و تجهيز شد.   همچنين سفارت ايران ٨٠ دستگاه کامپيوتر به مدارس متوسط اين استان اهداء کرده است.  اين کمک ‌ها بدنبال بازديد محمد‌خاتمى رئيس جمهور ايران از شهر کوزاو که در ماه مه سال جارى ميلادى صورت گرفته بود، انجام شده است.  همچنين از محل کمک هاى رياست جمهورى ايران تعداد ١٣ باب مدرسه فارسى زبان تاجيکستان ( شايد از محل ماليات ها و بودجه ترکها، عربها، ترکمن ها، کردها، بلوچ هاى ايران و شايد از محل درآمد صندوقهاى جريمه به زبان ترکى و در راستاى گفتگوى تمدن ها که در داخل کشور انجام نمى گيرد م. ب ) در استان های مرکزی تاجیکستان بطور کامل ترميم و بازسازى شدند".  (٢)

موانع و مشکلات آموزش به زبان ترکى در مدارس ايران

حکومت‌هاى ايران (پهلوى و جمهورى اسلامى) نه تنها مانع عمده آموزش زبان ترکى در ايران بلکه مانع عمده آزادى و دموکراتيزه شدن جامعه ايران بوده‌ و هستند.  ولى، خطا خواهد بود اگر تصور کنيم که تنها عامل و مانع در اين راه تنها حکومت‌ها هستند. عوامل و موانع عمده دموکراتيزه شدن جامعه ايران، که آزادى زبان‌ها و فرهنگ‌هاى متنوع ايران بخش مهمى از آن محسوب مى شوند، در خارج از سياست‌هاى حکومت‌هاى ايران به ساختار ذهنى التقاطى، عقب مانده و پدرسالارانه‌اى مربوط می شود که در روح و روان شخصيت‌ها، نهاد‌ها، مطبوعات، محافل، سازمان‌ها و احزاب (چه راست و چه چپ) ايرانى جا خوش کرده است.  این اشخاص و نهاد ها خود را با عنواينى چون ليبرال، دموکرات، آزاديخواه، ميهن پرست، انقلابى و غیره  معرفى مى کنند، ولى موضع، رفتار و عملکرد آنها در مقابل يکى از اساسى‌ترين معضلات و تضاد‌هاى جامعه ايران يعنى موضوع آزادى زبان و فرهنگ مليت هاى غير‌فارس ، تقريبا با موضع دولت يکسان است.  این اشخاص و نهادها  در مبارزه عليه رژيم مدام به موازین آزادی و دموکراسی استناد مى کنند ولی در عمل با آزادی زبان و فرهنگ های ملیت های غیر فارس ایران ضدیت کامل دارند.

مسلما پرداختن به تک تک نظرات، رفتار و عملکرد اين شخصيت‌ها، نهاد‌ها، سازمان‌ها و احزاب در حوصله اين نوشته نيست، ولى برخورد به برخى از آنها که متعلق به طيف‌هاى متفاوت فکرى جامعه کنونى ايران هستند، مى تواند گوشه‌اى از واقعيات تلخ جامعه ايران را نشان دهد.

عزت اله سحابی

-   آقاى عزت اله سحابى (ملى‌- ‌مذهبى) اخيرا در چندين مصاحبه خود اين مسئله را باز‌گفته است که دولت و مقامات امنيتى جمهورى اسلامى بايد حرکت مدنى و مسالمت آميز ترکان آذربايجان را سرکوب نمايد.  ايشان در مصاحبه با روز‌نامه "ياس نو" به صورت آشکار، مقامات اطلاعاتى و امنيتى رژيم را خطاب قرار‌داده که" " چرا روى ما چند نفر ملى- مذهبى و جبهه ملى زوم کرده‌اند، در حاليکه "جنبش بابک خرم دين" در آذربايجان به شدت فعال است و ما خطر اين حرکت را در باز‌جوئى‌ها هم گفته ايم".

اين سرنوشت عبرت انگيز آنهائى است که عمرى را ظاهرا در دفاع از آزادى هاى اساسى مردم، حقوق بشر، قانون اساسى صرف کرده‌اند و حال ببينيد که چگونه حقيرانه از حکومت جمهورى اسلامى مى خواهند که جنبش ملى و هويت خواهانه مردم آذربايجان را سرکوب نمايد!  آقاى سحابى هنوز از اين تجربه تاريخى معاصر درس نگرفته‌اند که کودتاى ٢٨ مرداد نتيجه طبيعى سرکوب جنبش ملى آذربايجان در سال ١٣٢٥ بود.  با سرکوب جنبش ملى آذ