یونس آقایان، زندانی اهل حق اعدام شد

مجموعه فعالان حقوق بشر : بنابرگزارشات دریافتی یک تن دیگر از زندانیان اهل حق در زندان مرکزی ارومیه اعدام شد.

یونس آقایان اهل میاندوآب که به همراه چهار هم آئین خود در سال ۸۳ توسط نیروهای امنیتی در درگیری موسوم به روستای اوج تپه بازداشت و سپس در دادگاه به اتهام محاربه محکوم به اعدام شده بود، روز یکشنبه مورخ ۲۱ تیرماه پس از تحمل ۵ سال زندان در زندان مرکزی ارومیه به دار آویخته شد.

در این پرونده که پنج پیرو آئین اهل حق به دلیل باورهای مذهبی خود و عملکرد نیروی انتظامی منطقه مبادرت به درگیری مسلحانه نموده بودند سه متهم به نامهای سهندعلی محمدی، بخشعلی محمدی و عبادالله قاسم زاده در دادگاه تجدید نظر به ۱۳ سال زندان در تبعید محکوم و دو تن از آنان به نام های مهدی قاسم زاده و یونس آقایان به اعدام محکوم شدند. این احکام اعدام در خصوص آقای قاسم زده چندی پیش به اجرا گذارده شد و علیرغم اعتراض سازمانهای مدافع حقوق بشر یونس آقایان نیز روز یکشنبه در زندان مرکزی ارومیه به دار آویخته شد.

اؤلوم موشاتالاری

 

اسماعیل جمیلی 15جولای2009

 

توزاناقلار ایچینده ایتیب باتان، کئچمیشین کوهنه کؤهوللریندن بو گونوموزه تپیلن اؤلومموشاتالاری گونوموزو گؤی اسگییه توتسالاردا دردین دؤزولمز اولان بولومو ،تیکیش توتمایان یاراسی ، بوجرجنه وارلارین شقاوتلریندن چوخ حیاسیز لیقلاری دیر .

آدی باتمیش ، سانی ایتمیش مزارلیقلارین زیریلتیلارینی بو گونومزه داشیانلارین، قارا یئللرکیمی کوفولدایان قادا بلا آیتی اولانلارین گؤرونتولرینین کراهتی نقدر اورک بولاندیران اولسادا حدسیز ریا کارلیقلاری ، اوجوز تزویرلری ، قات قات یالانلاری ، قالاخ قالاخافترالاری ، و مظلومو ظالیم گؤسترمه لری دیر کی حیرتین اؤزونو حیرتده قویور

" لعنت بئله قوم بی حیایه "

میلیونلارین گؤزو اؤنونده الی یالین تالانمیش ، جانا گلمیش خالقین اوستونه یئرتیجی کؤپکلرینی کوشقوردان قوتسال قودوزلار نقدر انکار ائتسه لرده بیر او قدر اؤزلرینین آلچاقلیقلارین درینله دیرلر.

جنایت ، خیانت، قساوت، سفاحت ،حماقت و....... نه قدر پیسلییی پیسی آنلادان سؤز ، عبارت،جمله ،یازی وارسا بو ولایت سوروسونه یاماسان اینان کی یئنه کفایت ائتمیر،ینئه دیل دولاشیر قلم چاشیر یانقین اورک درددن آ لیشیر . یئنی تانیتیم یئنی آنلاتیم مکانیزمی گره کیر یوخسا

" قاصیردیر بیان تفسیر وشرح حالدن"

 

اجرای حکم سه سال حبس برای پنج تن از دانشجویان دانشگاه تبریز

 

ساوالان سسیفراز زهتاب، آیدین خواجه ای، امیرمردانی، مجید ماکوئی و احسان نجفی نسب پنج تن از فعالین دانشجویی آذربایجان که از سوی دادگاه انقلاب تبریز به تحمل یکسال حبس تعزیری و دو سال حبس تعلیقی محکوم شده بودند جهت اجرای حکم٬ بازداشت و به زندان تبریز منتقل شدند.

نزدیکان خانواده های بازداشت شدگان می گویند ماموران امنیتی در روزهای چهارشنبه و پنجشنبه ۱۷ و ۱۸ تیر ۸۸ ضمن دستگیری این افراد٬ آنها را به زندان تبریز منتقل کرده اند

گفتنی است شعبه یک دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی حملبرپیش از این طی حکمی در ۲۰ بهمن ۸۷ با استناد به مدیرت وبلاگی به نام Azohسجاد رادمهر، فراز زهتاب، آیدین خواجه‌ای، امیر مردانی و احسان نجفی‌نسب از دانشجویان دانشگاه تبریز و مجید ماکوئی دانشجوی کشتی سازی، دانشگاه مالک اشتر اصفهان را هر کدام به تحمل یک سال حبس تعزیری و دو سال حبس تعلیقی محکوم نموده بود که دادگاه تجدیدنظر در اردیبهشت ۸۸ حکم اولیه را تایید نمود. اتهام این افراد مشارکت در تشکیل و اداره گروه جهت بر هم زدن امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام عنوان شده است .

این افراد در تابستان گذشته توسط ماموران اداره اطلاعات تبریز بازداشت و پس از نزدیک به سه ماه بازداشت موقت توام با شکنجه به قید وثیقه آزاد شده بودند.

بازداشت و اجرای حکم زندان برای این فعالین دانشجویی در حالی صورت می پذیرد که چند روز پیش نیز حکومت ایران حکم ۸ سال زندان سعید متین پور روزنامه نگار و فعال شناخته شده آذربایجانی را به مرحله اجرا در آورده بود

 

 

بازداشت سه فعال دانشجويی دانشگاه تبريز، اميرکبير

خبرنامه اميرکبير: احسان نجفی، آيدين خواجه ای و فراز زهتاب سه دانشجوی دانشگاه تبريز، روز ۱۸ تير ماه توسط نيروهای امنيتی بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل شدند.

احسان نجفی دانشجوی برق دانشگاه تبريز روز ۱۸ تير ماه از منزل مسکونی خود در شهر خوی، بازداشت شد. ماموران امنيتی با شش دستگاه خودرو به منزل مسکونی اين فعال دانشجوئی بورش برده و تنها با يک اخطار شفاهی و بدون ارايه هيچ گونه حکمی در مدت کمتر از چند دقيقه، اقدام به شکستن درب منزل احسان نجفی کرده و وی را به طرز نامناسبی دستگير کردند.

احسان نجفی عضو شورای مرکزی انجمن ادبی سهند دانشگاه تبريز، ماه مهر سال گذشته را نيز در بازداشت گذرانده بود و به به يک سال حبس تعزيری و دو سال حبس تعليقی به مدت چهار سال، و مجموعا به سه سال حبس محکوم شده بود.

به گزارش خبرنامه اميرکبير، فراز زهتاب ديگر دانشجوی دانشگاه تبريز در رشته حقوق، نيز ۱۷ تير ماه حين خروج از دانشگاه به همراه مادر و برادرش، دستگير شده است. ماموران امنيتی به طرز توهين آميزی درمقابل خانواده اش وی را دستگير کردند. گفتنی است حراست دانشگاه تبريز و معاونت دانشجويی آن همکاری مستقيمی با نهادهای غيرمسئول خارج از دانشگاه برای بازداشت اين دانشجو داشته اند.

فراز زهتاب عضو شورای انجمن اسلامی دانشکده انسانی و سخنگوی ستاد دانشجويی استان آذربايجان شرقی مهدی کروبی وعضو شورای مرکزی انجمن ادبی سهند دانشگاه تبريز بود. وی نيز در تابستان و پاييز سال گذشته، به مدت
۱۰۵ روز سلول های انفرادی در بازداشت بسر می برد و به سه سال زندان که يک سال آن تعزيری و دو سال آن تعليقی به مدت چهار سال بود، محکوم شده بود.

به گزارش خبرنامه اميرکبير آيدين خواجه ای ديگر دانشجوی حقوق دانشگاه تبريزنيز پس از عدم موفقيت نهاد های امنيتی در دستگيری غير قانونی وی روز
۱۸ تير ماه، به اتاق ۳۷ زندان تبريز-اتاق وزارت اطلاعات- مراجعه کرده و خواستار روشن شدن وضعيت خود شده است که از آن جا به مکان نامعلوم انتقال يافته است و تا کنون خبری از وی در دست نيست.

آيدين خواجه ای عضو شورای انجمن اسلامی دانشکده انسانی و عضو شورای مرکزی انجمن ادبی سهند دانشگاه تبريز نيز مانند دو دانشجوی ديگ، تابستان و پاييز سال پيش را به مدت
۱۰۵ روز در سلول های انفرادی گذرانده بود و به سه سال زندان که يک سال آن تعزيری و دو سال آن تعليقی به مدت چهار سال بود، محکوم شده بود.

لازم به ذکر است در جريانات اعتراضات دانشجوئی در دانشگاه تبريزبه نتايج انتخابات،
۸۶ دانشجوی دانشگاه از جمله امير مردانی رئيس ستاد دانشجويی استان آذربايجان شرقی کروبی دستگير شده بودند.

به گزارش خبرنامه اميرکبير با گذشت يک ماه از اعلام نتايج انتخابات، روند گسترده بازداشت دانشجويان، در آستانه
۱۸ تيرماه شدت يافت و دانشجويان دانشگاه های مختلف بازداشت شده اند.

بازداشت دانشجويان دانشگاه بيرجند، تبريز و صنعت نفت اهواز، آغاز دور تازه ای از بازداشت فعالين دانشجوئی پس از اعلام نتايج انتخابات بوده است. اين در حالی است که برخی از دانشجويان بازداشت شده دانشگاه ها از جمله دانشجويان تهران، بابل و مازندران به تازگی آزاد شده اند و با اين وجود از وضعيت بسياری ديگر از دانشجويان دانشگاه های مختلف کشور که پس از انتخابات دستگير شده اند، اطلاعی در دست نيست.

گروهی از شهروندان تبریزی در نامه ای خطاب به خامنه ای به او تذکر دادند که پرونده انتخابات از نظر مردم ایران بسته نشده است

 متن این نامه بدین شرح است:
 
 
به نام خدا
 
 
حضور محترم رهبر جمهوری اسلامی ایران
 
 
آیت الله خامنه ای
 
اینجانبان امضاء کنندگان زیر گروهی از اقشار و طبقات اجتماعی مختلف شهر  تبریز با اتکا به حقوق مصرح در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و به  دلیل نگرانی های جدی که از ادامه روند کنونی حاصل از اعلام نتایج  انتخابات بوجود آمده است و با انگیزه وامید به بهبود و اصلاح  خود را محق  و مکلف می دانیم موارد ذیل را باستحضار برسانیم و جهت اطلاع عموم مردم  ایران منتشر نماییم.
 
 
اکنون که همه راههای اعتراضی مصرح در قانون اساسی مسدودگردیده و عموما"  منجر به بروز خشونت شده و با کمال تاسف و اندوه تعدادی از هموطنان شریف جان خود را از دست داده اندو بسیاری بازداشت گردیده اند یکی از   راههای مدنی و منطقی  و قانونی  اعلام  اعتراض و نگرانی خود به وضع بحرانی موجود ر ا  مکتوب  نمودن در خواستها و ارسال آن یافتیم اگر چه احتمال می دهیم حتی این حد اقل نیز مصون از بی مهری دست اندر کاران  نباشد.
 
 
ابهام و شک موجود در نتایج اعلام شده انتخابات، واقعیتی است که عدم توجه به آن تا کنون منجر به بروز خسارتهای جبران ناپذیر معنوی و مادی برای میهنمان و خدشه دار شدن اعتبار نظام جمهوری اسلامی ایران گردیده است و بیم آن می رود که ادامه روند کنونی و عدم اتخاذ روشی که افکار عمومی اکثریت جامعه ایرانی را قانع کند منجر به صدمات و مضرات بیشتری گردد. همانگونه که انتظار می رفت، موکول کردن حل قضیه انتخابات به نهاد شورای نگهبان که به دلایل متعدد و معلوم خود یکی از عوامل نابسامانی کنونی است  گرهی از مشکل نگشود..
 
 
متاسفانه موقعیت استثنایی بوجود آمده بعد از حضور بیش از ۸۵در صد مردم در پای صندوقها که می توانست به ایجاد پشتوانه بزرگی برای تعامل ملت و دولت در داخل و تقویت جایگاه ایران در عرصه جهانی منجر گردد با موضع گیریهای نا مناسب از بین رفت. اینک با به خطر افتادن  امنیت اجتماعی و فدا شدن جان انسانهای بیگناه وایجاد بی اعتمادی عمیق در داخل و خارج نسبت به مشروعیت نتایج اعلام شده انتخابات ، آیا  وقت آن نرسیده که  در کمترین زمان ممکن تدبیر مقتضی با ملحوظ نمودن نظرات دلسوزان و فرهیختگان نسبت به اصلاح و ترمیم شرایط پیش آمده به عمل آ ید؟
 
 
ما امضاء کنندگان این نامه علیرغم تایید نتایج انتخابات ازطرف شورای نگهبان و با توجه به موارد فوق و همه آنچه که در ایام قبل و بعد از انتخابات ۲۲ خرداد در میهن عزیزمان شاهد بوده ایم و از روی دلسوزی و خیر خواهی برای ملک و ملت ایران همچنان بر این باوریم که موضوع انتخابات و ابهام در نتایج آن ازنظر اکثریت ملت ایران خاتمه یافته نیست و راه حل موضوع  را بایستی در تعیین حکمیتی مرضی الطرفین که منجر به اقناع افکار عمومی گردد جستجو نمود که شیوه ای مطلوب و مرسوم و متکی بر خرد جمعی در برهه های حساس تاریخی بوده است.
 
 
مسلما" حذف خشونت از صحنه اجتماع ، بر طرف نمودن محدودیت های اطلاع رسانی داخلی، آزادی سریع بازداشت شدگان وجبران خسارتهای مادی و معنوی مصدومین و متالمین حوادث اخیر  فضای عمومی جامعه را تلطیف نموده و موجبات حفظ و  دوام قوام اجتماعی را فراهم خواهد آورد.در غیر این صورت دولت بر آمده از این انتخابات توان کافی برای تعامل سازنده در عرصه بین المللی و همکاری با فرهیختگان، نخبگان ، دانشگاهیان ، مراجع و علما و اقشار مختلف مردم ایران را نخواهد داشت.
 

 
دکتر ابراهیمی- چنگیزاروج زاده- رضا آزادی- دکتر علیرضا استاد رحیمی- رضا
 
استاد رحیمی- مهندس افغانی- مهندس الهام آقاپور -  دکتر آقا محمدی- احمد
 
اظهری- دکتر امجدی- رحمت الله امیری- بابک ایمانی- مهندس علی با داد
 
افشرد- دکتریوسف بافنده- دکتر محرم باقری- مهندس فرزانه بالچی- دکتر
 
علیرضا بربند- دکتر امیر بهرامی- نقی بهروزی- دکتر امرالله بیات- محسن
 
بیژن پور-عباس پور اظهری- صمد تخمه فروش-یعقوب تقی پور زارعی- دکتررضا
 
توکلی- فرزیا ثابتی- عذرا جابری- مهندس مجید جابری- مهیندخت جابری- ناصر
 
جعفری- غلامحسین جعفری زاد- امیر حسین جهانی- بیت الله جمالی- عباس جمالی
 -
سید محمد چاوشیان- یوسف چمنی - مهندس مسعود حسابگر - مهندس سید حسام
 
الدین حسامی- مهندس مصطفی حقی فام- فرض الله حیدری - میترا حیدرپور -
 
رامین خاندانی- اسماعیل خدادادی- مهدی خدادادی- رضا خواستار- فاطمه
 
دادگران- مهدی دادیزاده مهندس محمدعلی دستفروش-عباس دهقان نژاد- امید
 
راکعی- روح الله رحیم پورمطلق- ژینوس رحیم پور- مهندس رضایی - کریم رمضان
 
زاده- مسعود زالی- مهندس سید حبیب زمزمی- سپهر سپه وندی- دکتر یدالله
 
سزاوار-  دکتر مهدی سزاوار- مهندس سعادت- بیوک سعیدی- حمیرا سلطانی- دکتر
 
علی اشرف سلطانی آذر- آذر سلیم- امیر سیابی - اشرف شادلو- مهندس رحمان
 
شاهگلی- دکتر جلیل شرابیانلو- فرهاد شرق شناس- دکتر شیر دل- هدایت صادقی-
 
محمد صادقی- ابوالفضل صالحی- دکتر علی رضا صلحی- ایوب علیزاده مهندس عطا
 
علیزاده -  حسن غریب تبریزی- دکتر محمد حسین غفار زاده- فرشید فاخر-
 
مهندس بهزاد فرزام فرد- جعفر فرزام فرد- دکتر غفار فرزدی- دکتر محمد حسن
 
فرهودی نیا- امین فرید یحیایی- مهندس علی فرید یحیایی- رضا فرید یحیایی-
 
رباب فدایی- اسد قربانی- سارا کاظمی- نقی محمودی- دکتر بهزاد محمدی- محمد
 
محمدی- مهندس مختاری- وحید مختار پور- دکتر علیرضا مرشدی- دکتر صمد مصدق-
 
وحید منادی- ادریس منافی- مهندس سید جعفر موسوی- مهندس یوسف مهر- مسعود
 
ناظری فر-کریم ناظمی- رمضان نریمانی- احمد نوروزی- دکتر نوری زاده- دکتر
 
بابک نیرومند- بهنام نیکزاد- یوسف وحدت- اصغر هدایتی- کریم یاری- رحیم
 
یاوری- مهندس مجید یعقوب زاده

آمار کشته شدگان حوادث اخیر بسیار بیش از آن چیزی است که دولت ایران اعلام کرده است

 

 گزارش سه بیمارستان حداقل از 34 کشته تنها در یک راهپیمایی در تهران حکایت دارد در حالی که دولت تعداد کشته شدگان در حوادث یک ماه اخیر را 20 نفر اعلام کرده است
 
مشاهده "صدها جسد" در سردخانه مواد غذایی توسط اعضای یک خانواده

24 تیرماه 1388 اطلاعات رسیده به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران از برخی از بیمارستان های تهران و خانواده قربانیان، حاکی از این است که تعداد کشته شده ها در جریان راهپیمایی های اعتراضی به نتایج انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد ماه توسط نیروهای امنیتی و نظامی بسیار بیش از تعدادی است که دولت ایران اعلام کرده است.
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران اطمینان دارد که در روز 30 خرداد ماه زمانی که دولت اعلام کرد که 11 نفر در راهپیمایی کشته شده اند، فقط در سه بیمارستان تهران که در حوالی راهپیمایی در تهران بودند 34 جسد راهپیمایان تحویل سردخانه شده است. طبق گزارش، 19 جسد در بیمارستان امام خمینی، 8 جسد در بیمارستان رسول اکرم و 7 جسد در بیمارستان لقمان حکیم در همان شب 30 خرداد ماه تحویل سردخانه های این بیمارستان ها شده است. این اطلاعات توسط پرسنل این بیمارستان ها که به اطلاعات سردخانه دسترسی داشتند بدست آمده است.
این سه بیمارستان در مسیرراهپیمایی اصلی که نیروهای دولتی به روی تظاهرکنندگان آتش گشودند، قرار دارند. چندین بیمارستان اصلی دیگر در این مسیرها هستند که مطمئنا مجروحین و کشته شده های دیگری نیز به این بیمارستان ها منتقل شده اند.
ارون رودز؛ سخنگوی کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران در این مورد گفت:"علیرغم تکذیب های رسمی و آشفتگی پیرامون تعداد افراد کشته شده، اطلاعات موثق از کشته شدن صدها نفر در جریان راهپیمایی ها حکایت می کند." رودز با تاکید بر این که "بر این اساس اینگونه بنظر می رسد که تعداد زیادی از کسانی که تصور می شود در مکان های نامعلومی در بازداشت هستند یا در بازداشت های بی ارتباط با دنیای خارج نگهداشته شده اند، احتمالا می توانند جزو کشته شدگان باشند" گفت:" اگر این مورد صحت داشته باشد، تاریخ در مورد این حوادث نه تنها بعنوان حادثه ای که در آن خشونت بسیار زیاد استفاده شده بلکه بعنوان یک کشتار دسته جمعی یاد خواهد کرد."
خانواده هایی که بدنبال اعضای ناپدید شده خانواده خود می گردند گزارش کرده اند که آنها به مجموعه هایی برده شده اند که در آنها "صدها" عکس از افراد کشته شده توسط مقامات برای تشخیص هویت جمع شده است، و برخی از آنها گزارش کرده اند که مجموعه هایی را که در آن ها تعداد بسیار زیاد اجساد بوده دیده اند. یکی از اعضای یک خانواده به خبرنگار وب سایت نوروز که به جبهه مشارکت تعلق دارد در روز 23 تیرماه گفت که:
"
وی را به سردخانه ای در جنوب غربی تهران که مخصوص نگهداری میوه و محصولات لبنی بوده است برده اند و آلبومی دراختیارش گذاشته اند که تصویر صدها کشته در آن بوده است تا جنازه فرزندش را از بین آنها پیدا کند. به گفته وی دیدن تصاویر کشته شده ها نزدیک به نیم ساعت به طول انجامیده است. وی افزود در زمان خروج از این سردخانه پیکر صدها شهید را دیده است که در آنجا روی هم گذاشته شده بودند."
به گزارش وب سایت نوروز، برخی از خانواده ها را که به دنبال افراد ناپدید شده خانواده خود هستند، به محل نامعلومی دعوت می کنند و بعد از توجیه و تهدید آنها به آسیب دیدن دیگر اعضای خانواده و همچنین گرفتن تعهد مبنی بر عدم اطلاع رسانی در مورد مرگ فرزندانشان و امضاء اوراقی با این مضمون که تائید می کنند عزیزانشان بر اثر تصادف و یا دیگر حوادث طبیعی جان سپرده اند، جنازه های آنها را تحویل خانواده های داغدار می دهند.
به گزارش منابع مختلف در ایران، صدها خانواده همچنان در جستجوی اعضای ناپدید شده خود سرگردان هستند همانطور که مادر سهراب اعرابی دانش آموز 19 ساله ای که 26 روز سرگردان بود در حالی که ظاهرا سهراب در اثر تیراندازی درراهپیمایی روز 25 خرداد ماه کشته شده بود اما مرگ او در روز 20 تیرماه اعلام شد.
مادر سهراب در نوشته ای که رسما منتشر شده اشاره کرده است که چگونه او هر روز به زندان اوین و دادگاه ها سر می زده و تلاش می کرده تا اطلاعاتی در باره پسرش که ناپدید شده بود پیدا کند و حتی این جریان به جایی رسیده بود که او باور کرده بود که سهراب در بازداشت بسر می برد. ترجمه  نوشته مادر سهراب  که یک شهادت پر غصه تجربه دردناک خانواده های ناپدید شدگان است به انگلیسی که توسط کمپین انجام شده در وب سایت کمپین در دسترس است.
لیستی از 185 نفر از بازداشت شدگان روز 18 تیرماه که 36 نفر از آنها دختر هستند بر دیوار زندان اوین نصب شده است. به گفته منابع موثق در تهران، در همان روز تعداد بیشتری بازداشت شده اند که به سوله کهریزک که بازداشتگاه موقت در تهران است برده شده انداما اطلاعاتی در باره اسامی و تعداد این بازداشت شدگان داده نشده است.
در باره افراد بی شماری که در هفته های اخیر ناپدید شده اند و ممکن است بازداشت، مجروح و یا کشته شده باشند همچنان نگرانی های جدی وجود دارد. کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران به علت فقدان شفافیت و مسئولیت پذیری مقامات قضایی و ارگان های مربوطه، یکبار دیگر به کمیسیونر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، ناوی پیلای،  پیشنهاد می کند که فورا هئیت ویژه ای را برای بررسی سرنوشت بازداشت شدگان و افراد ناپدید شده به ایران اعزام کند.

 

آمار کشته شدگان ناآرامیهای اخیر بخصوص در شنبه سیاه چند نفر است؟


میللی حرکت چهار شنبه ۲۴ تیر ۱۳۸۸:

آينده : در حالی که سايت رسمی حزب اعتماد ملی از درخواست کمک خانواده های حداقل ۴۶ نفر از مفقودشدگان نا آرامی های ايران خبر داده،کميته مبارزه با اعدام نيز ليست ۶۱ نفر که گفته می شود در نا ارامی های ايران کشته شده اند را در اختيار دارد.
سحام نيوز، وب سايت رسمی حزب اعتماد ملی، روز سه شنبه خبر داد که بيش از ۱۳۰ نفر به دفتر کميته پيگيری حقوق بازداشت شدگان و آسيب ديدگان حوادث بعد از انتخابات مهدی کروبی، مراجعه و خواستار پيگيری شده اند.
اين وب سايت نوشته است: از اين تعداد ۵۶ نفر مربوط به افراد بازداشت شده و ۴۶ نفر از مفقودين است که تاکنون هيچ اطلاعی از آنان در دست نيست.
براساس اين گزارش، صدها نفر نيز به صورت تلفنی و بدون ذکر نام بازداشت شدگان خود به دليل مسائل امنيتی، خواستار پيگيری و رايزنی مهدی کروبی برای آزادی آنان شده اند.
به دنبال اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری، تهران و برخی از شهرهای ایران شاهد تظاهرات اعتراضی به نتیجه این انتخابات بود. یک نماینده مجلس به نقل از دادستان کل کشور گفته بود دست کم دو هزار و پانصد نفر در جریان این اعتراضات بازداشت شده اند که پانصد نفر از آنها همچنان در زندان به سر می برند.
این در حالی است که بعد اعلام شد تعداد افراد بازداشت شده به چهار هزار نفر می رسد.
در همين زمينه، خانواده سهراب اعرابی، جوان ۱۹ ساله ای که در نا آرامی های تهران کشته است، گفته اند که آلبومی حاوی تصاوير ۵۰ تا ۶۰ نفر از کشته شدگان حوادث اخير به آنها نشان داده شده بود.
اين در حالی است که مقامات رسمی ايران هنوز به گزارش وب سايت نوروز و همچنين خبر مفقود شدن ۴۶ نفر از معترضان واکنشی نشان نداده اند.
مقامات رسمی ايران اعلام کرده اند که در راهپيمايی های معترضان به نتيجه انتخابات ۲۰ نفر کشته شده اند و این در حالی است که شبکه خبری سی ان ان اعلام کرده بود که ۱۵۰ نفر در اين نا آرامی ها کشته شده اند.

تهیه لیست کشته شدگان
در همين زمينه، هادی قائمی، سخنگوی کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران، نيز به خبرگزاری آسوشيتدپرس، می گويد: مردم باور دارند که در سراسر کشور صد نفر يا بيشتر کشته شده اند.
آقای قائمی از تلاش کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران برای تهيه ليست کشته شدگان خبر داده است.
به گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس، کميته مبارزه با اعدام نيز ليست ۶۱ نفر که گفته می شود در نا ارامی های ايران کشته شده اند را در اختيار دارد.
در اين گزارش محل دفن ۲۵ نفر در بهشت زهرا تهران مشخص شده است. اين ليست همچنين شامل کشته شدگان اصفهان، شيراز و کرمانشاه است که در فهرست پليس تهران نيامده است.
منابع مستقل هنوز اين فهرست را تاييد نکرده اند.
عبدالکريم لاهيجی، حقوقدان و فعال حقوق بشر نیز در این باره به راديو فردا گفت: مسلما تعداد کشته شدگان بيش از ۲۰ نفری است که دولت جمهوری اسلامی اعلام کرده است.
آقای لاهيجی می گويد: به همين دليل از دبير کل سازمان ملل متحد در خواست کرده ايم تا فرستاده ويژه ای را به ايران بفرستد و در تحقيق خود، ابهامات در اين زمينه را روشن کند.
عبدالکريم لاهيجی می گويد: ما بارها اعلام کرده ايم که در این نا آرامی ها دهها نفر کشته و صدها نفر ناپديد شده اند.
 

 

عفو بین الملل : ایران با افزایش فشار دستگیری و کشتن ها ادامه می یابد

عفو بین الملل از دستگیری های بیشتر سیاستمداران، روزنامه نگاران، وکلا و دیگران در ارتباط با انتخابات اخیر و مورد مناقشه در ایران نگران است. گمان می رود که صدها نفر بازداشت شده اند؛ بسیاری از آنها در محل های نامعلوم در سراسر ایران در بازداشت به سر می برند. بنا به گزارش ها، ده ها نفر دیگر ـ احتمالا حداقل 197 نفر ـ در تظاهرات روز 9 ژوئیه 2009 دستگیر شده اند که به مناسبت دهمین سالگشت 18 تیرو سرکوب اعتراض های دانشجویی در سال 1999 برگزار شد؛ در آن سال حداقل یک دانشجو کشته شد و بسیاری دیگر شکنجه شدند یا مورد اذیت و آزارهای دیگر قرار گرفتند. خانواده های افرادی که به خاطر بزرگداشت قربانیان سرکوب 1999 بازداشت شده اند، گویا تنها از روی پوسترهایی که مقامات در اماکن عمومی نصب کرده اند، فهمیده اند که در روز 19 ژوئیه 2009 می توانند در دادگاه از پرونده بازداشتیان مطلع شوند. گمان بر این است که بازداشتیان در زندان اوین و نیز در بازداشتگاهی در کهریزک ِ کرج، در نزدیکی تهران، نگهداری می شوند.
عفو بین الملل خواهان آن است که تمام کسانی که صرفا به خاطر به کارگیری مسالمت آمیز حق آزادی بیان، تجمع و اجتماع بازداشت شده اند، فورا و بدون قید و شرط آزاد شوند، و تمام افراد دیگر فورا تفهیم اتهام شوند و در طی روال حقوقی متناسب با موازین بین المللی محاکمه منصفانه مورد محاکمه قرار گیرند یا آزاد شوند. در هرحال، مقامات باید فورا وضع افراد بازداشت شده در ارتباط با رویدادهای اخیر را روشن کنند.
عفو بین الملل در عین حال خواهان رسیدگی کامل و بیطرفانه به مرگ سهراب اعرابی، دانشجوی 19 ساله است که در اثر زخم گلوله در سر کشته شده است. او در طی تظاهراتی در روز 15 ژوئیه 2009 ناپدید شد. خانواده او تا تاریخ 11 ژوئیه نتوانستند اطلاعی در باره او کسب کنند تا این که به دادگاه احضار شدند و در آنجا او را در میان عکس های افراد کشته شده شناسایی کردند. ظاهرا جسد او از روز 19 ژوئن در پزشکی قانونی بوده است. با وجود این، هیچ اطلاعی در دست نیست که نشان دهد در فاصله بین 15 و 19 ژوئن چه اتفاقی برای او رخ داده است، از جمله در باره تاریخ دقیق یا شرایط مرگ وی.
در میان کسانی که دستگیریشان در روزهای اخیر گزارش شده، فعالان سیاسی، روزنامه نگاران، دانشگاهیان و وکلا وجود دارند. عفو بین الملل نگران امنیت آنها است، زیرا شکنجه یا بدرفتاری های دیگر در ایران رایج است. از جمله این افراد عبارتند از:
 
روزنامه نگار مسعود باستانی که در روز 5 ژوئیه زمانی دستگیر شد که برای پرسش در باره همسر حامله و روزنامه نگارش مهسا امرآبادی که در 14 ژوئن دستگیر شده بود، به دادگاه انقلاب رفت.
 
وکیل حقوق بشری محمد علی دادخواه که روز 8 ژوئیه دستگیر و در دفتر کارش در تهران به همراه چند تن از همکارانش بازداشت شد. چند نفر از همکاران او کمی بعد آزاد شدند، اما محل بازداشت محمد علی  دادخواه نامعلوم است.
 
بیژن خواجه پور خوئی، مشاور بازرگانی و اقتصادی، که در روز 27 ژوئن 2009 در فرودگاه تهران در هنگام بازگشت از وین و لندن دستگیر شد. او در طی سفر خود به عنوان بخشی از کارش در حمایت از اقتصاد ایران و تشویق سرمایه گذاری خارجی در ایران، با مقامات بازرگانی در وین گفتگو و با مسئولان اتاق بازرگانی ایران و انگلستان در لندن ملاقات کرد. محل بازداشت او نامعلوم است و خانواده اش به خاطر بیماری قند او نگرانی سلامتیش هستند.
 
فیض الله عرب سرخی، معاون سابق وزارت بازرگانی و عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، یکی از احزاب اصلاح طلب، در روز 7 ژوئیه دستگیر شد.
 
روزنامه نگار کاوه مظفری، که پس از دستگیری در روز اول ماه مه 2009 در طی گزارش دهی در باره تظاهرات مسالمت آمیز فعالان کارگری در روز کارگر، تازه در 15 ژوئن آزاد شده بود، به وسیله نیروهای امنیتی در روز 9 ژوئیه در خیابان دستگیر شد.
 
محمد رضا یزدان پناه، عضو جبهه مشارکت اسلامی، در روز 7 ژوئیه در تهران دستگیر شد.
 
کیان تاجبخش، دارای تابعیت دوگانه ایرانی ـ آمریکایی، جامعه شناس و برنامه ریز شهری، که در دانشگاه های ایران و آمریکا تدریس کرده است، در ساعت 9 شب روز 9 ژوئیه 2009 در خانه اش در تهران دستگیر شد. دو نفر که خود را ماموران امنیتی ایران معرفی کردند، وارد خانه او شدند، از او و همسرش سوال هایی پرسیدند و پیش از بردن او و دو کامپیوترش و لوازم دیگر، سه ساعت خانه را بازرسی کردند.
 
مهدی مهدوی آزاد، مدیر سایت شهاب نیوز، در حدود 23 ژوئن دستگیر شد، اما خبر دستگیری او تازه منتشر شده است.
 
توحید بیگی، عکاسی که با مبارزه انتخاباتی نامزد ریاست جمهوری کروبی در ارتباط بود، در طی تظاهرات روز 9 ژوئیه  در میدان انقلاب تهران دستگیر شد.
 
روزنامه نگار هنگامه شهیدی، عضو حزب اعتماد ملی، شاخه تهران، بنا به گزارش ها در روز 30 ژوئن دستگیر شده است.
 
مجید سعیدی، عکاس سرشناس رسانه های داخلی و بین المللی، در روز 10 ژوئیه در خانه اش دستگیر شد.

 

 

موسوی  : به دعوت همدلان  در نماز جمعه اين هفته شرکت ميکنم

میرحسین: روز جمعه در میان صفوف شما حاضر خواهم شد

قلم - مهندس موسوی در پاسخ به دعوت مردم طی بیانیه ای اعلام کرد: روز جمعه مورخ 26/4/88 در میان صفهای شما حاضر خواهم شد.

به گزارش قلم نیوز، مهندس میرحسین موسوی در پاسخ به دعوت مردم درخصوص شرکت وی در نماز جمعه این هفته تهران بیانیه ای صادر کرد.

 

پاسخ به دعوت مردم برای حضور در نماز جمعه

به نام خدا و با تقدیم سلام متقابل

از آن جا که اکیدا پاسخ به دعوت همدلان و همراهان در راه صیانت از حقوق مشروع زندگی آزاد و شرافتمندانه را بر خود واجب می دانم، روز جمعه 26 تیر ماه در میان صف های شما حاضر خواهم شد. تمسک به حبل المتین ایمان و قرار گرفتن در حصن امن الهی، که این دعوت شما متضمن آن است بهترین طریق وصول آزادی های به ناحق مسلوب از ماست.
با تقدیم احترام
برادر شما
میرحسین موسوی
24/4/88

شرکت مهدی کروبی در نماز جمعه این هفته تهران

سحام نیوز خبر داده که مهدی کروبی این هفته در نماز جمعه تهران شرکت می کند. این سایت به نقل از اسماعیل گرامی مقدم سخنگوی حزب اعتماد ملی نوشته که: آقای کروبی در نماز جمعه این هفته همراه با مردم شریف تهران شرکت می کند.

حمایت رضا براهنی از اعتصاب غذای گنجی در مقابل سازمان ملل

بر سر آنم که گر ز دست برآید دست به کاری زنم که غصه سرآید

خلوت دل نیست جای صحبت اضداد دیو چو بیرون رود فرشته درآید

حافظ

افتخار بزرگی است که همراه دوستان آزادیخواه کانادا به جمع اعتصاب غذای ایرانیان که به همت مبارز خستگی ناپذیر، اکبر گنجی، و سایر آزادیخواهان در نیویورک در برابر بنای سازمان ملل تشکیل می شود، می پیوندم.

مردم آزادی می خواهند. حکومت ایران آدم می کشد. امروز ملت ایران از هر قوم و تبار و زبان و فرهنگ و نسل، آزادی می خواهد. حکومت ملت را سرکوب می کند. ظلمی که این چند روزه بر مردم ما رفته به ویژه بر زنان و مردان جوان، در تاریخ ایران بی سابقه بوده است. انگار دشمنی خارجی، تهران و شهرستان ها را اشغال کرده، آتش به روی مردم بی سلاح می گشاید.

نسل جوان امروز ایران دیگر جانش از این همه زورگویی به لب رسیده، می گوید مرگ یک بار، شیون یک بار. مردم دیگر این رسوایی خونین به نام حکومت و دولت را نمی خواهند. حاکمیتی که سلاح به سوی مردم می گیرد، جوانان را از دم تیغ می گذراند، از بیخ و بن فاقد صلاحیت است. اگر طبق ادعا، ملت طرفدار دولت است، چرا دولت این همه آدم می کشد؟ به گونه ای دیگر دولت خودکشی می کند. هیچ ملتی حاکم قاتل را نبخشیده است. و ملت ایران، به رغم نجابتش، این همه ظلم را نخواهد بخشید.

چرا دولت مثل دزد سر گردنه بر قافله ی ملت می تازد؟ چرا جوان بیست ساله را روانه ی خاک می کند؟ چرا در روز روشن دختر بیست ساله را می کشد؟ چرا شهر را قرق می کند؟

کدام مردم شما را انتخاب کرده اند که شما با مردم روبرو می شوید؟ در کجا تربیت حکومت دیده اید که حکومت می کنید؟ آیا حکومت یک جفای مستدام برملت است؟ این که جنایتی بیش نیست! کسانی که مردم انتخابشان نکرده اند چرا خود را در رأس جامعه قرار می دهند؟ و چرا از آبرو، حرمت، آزادگی و شأن و مقام ملت ایران در جهان هزینه می کنند، و دست های خون آلودشان را بر فراز سر مردم ایران بنام حکومت نگاه می دارند؟

معنای اعتصاب غذای ما یک حرف بیش نیست: آزادی! آزادی! آزادی!

رضا براهنی

حمایت هنرمندان بزرگ کشور از مردم ایران

ايران گلوبال

در فراخوان اعتصاب غذایی که به ابتکار اکبر گنجی منتشر شده است، آمده است: ما امضا کنندگان این نامه برای اعلام پشتیبانی از جنبش سبز مردم ایران، محکوم کردن تقلب گسترده در انتخابات، سرکوب بی رحمانه اعتراضات مردمی، و بازداشت غیرقانونی صدها شهروند و فعال سیاسی و اجتماعی در ایران به مدّت سه روز از ٣۱ تیر تا ۲ مرداد ماه (۲۲ تا ۲۴ جولای) در برابر مقر سازمان ملل متحد در نیویورک دست به اعتصاب غذا خواهیم زد تا صدای مظلومیت مردم شریف ایران زمین را به گوش جهانیان برسانیم، و از اعضای مسوول جامعه جهانی بخواهیم که مصرانه و بجدّ از دولت جمهوری اسلامی بخواهند که تمامی بازداشت شدگان را بسرعت و بدون هیچ قید و شرطی آزاد نمایند. با توجه به وضعیت نگران کننده ی در معرض خطر بودن جان و سلامتی بازداشت شدگان اخیر، خواستار دیدار نماینده ی دبیر کل سازمان ملل متحد با بازداشت شدگان و آزادی فوری نامبردگان هستیم.

نامه شهیار قنبری درباره ی اعتصاب غذای در برابر سازمان ملل

من هستم، اما آزاد نیستم.

چرا که بال پرواز همه را، دیر زمانی است در سرزمین ام بریده اند.

آزاد نیستم چرا که زندانبان، قافله سالار است.

آزاد نیستم چرا که قفس ساز، پر پروانه ها را سوزانده است.

آزادی شیدایان ایران، اما، شادا، که در برابرش ایستاده اند.

از اینجا که هستم، دستم را دراز می کنم به سمت آفتابی اکبر گنجی و دیگر روشنفکران و مبارزان هم سرزمین ام تا فریادشان در برابر سازمان ملل متحد، به گل بنشیند.

کاری کنیم که از ۲۲ تا ۲۴ جولای، نیویورک از آن ما باشد.

به همه ی عاشقان رهایی ایران هم پیشنهاد می کنم که به این حرکت عاشقانه وصل شوند.

روزی نزدیک، من و تو هم به آزادی خواهیم رسید. اگر که حتی یک پرنده ی دیگر در قفس ایران زمین، اسیر نباشد.

سبز باشید، سبز و آفتابی

شهیار قنبری

سه شنبه، ۱۴ جولای ۲۰۰۹، اورنج کانتی، کالیفرنیا، امریکا

ابراهیم حامدی (ابی) در نامه ای که به منظور اعلام حمایت از این اعتصاب منتشر کرده، نوشته است:

حالی درون پرده بسی فتنه می رود / تا آن زمان که پرده برافتد چه ها کنند

حوادث ماه های اخیر ایران خیره کننده بوده است. حضور پر شور مردم با رنگ های شاد، همه را به این گمان انداخت که از طریق صندوق های رأی می توان به دولت "نه" گفت و حکومت و سیاست ها را "تغییر" داد. اما غروب ۲۲ خرداد سرنوشت دیگری را رقم زده بود. مردم به خیابان ها آمدند تا با آرامشی که دنیا را تکان داد، با سکوت پر راز و رمز خویش صدای اعتراض شان را به گوش حاکمان ناشنوا برسانند. اما: دریغ، دریغ، دریغ. آن صداها تنها پاسخی که دریافت، گلوله و باتوم و گاز اشگ آور و بازداشت و شکنجه بود. اینک دهها تن از فعالان سیاسی و مدافعان حقوق بشر در شرایطی دشوار در زندان ها اسیر شده اند. باید به داد آنها رسید. می دانم که دل من و شما پیش آنهاست. "ندا" و "منصور" و دهها تن دیگر را به شهادت رساندند. آنها قهرمانان واقعی ایران زمین اند. من نگران جان بازداشت شدگانم.

بدینوسیله ضمن اعلام حمایت از برنامه ی اعتصاب غذای سه روزه ای که اکبر گنجی در برابر مقر سازمان ملل در نیویورک سازمان داده است، از همه ی ایرانیان مقیم آمریکا درخواست می کنم تا با حضور انبوه خود در این تحصن، به یاری زندانیان بشتابند، و برای آزادی آنان کاری انجام دهند. من هم به عنوان یک ایرانی که قلب اش با ایران و ایرانیان است، در سومین روز اعتصاب غذا (۲ مرداد، ۲۴ جولای) شرکت می کنم تا همراه شما صدای اعتراض مردم ایران را به گوش جهانیان برسانیم. باید دستها را در دست یکدیگر گذارد و در برابر ظلمت و تاریکی ایستاد.

ابراهیم حامدی( ابی)

۲٣ تیرماه ۱٣٨٨

حمایت گوگوش

پیشتر گوگوش نیز با انتشار نامه ای حمایت خود را از این اعتصاب اعلام کرده بود:

سلام به همه ی مردم ایران و هموطنان خارج از کشور

در یکماه اخیر به دقت اخبار و رویدادهای ایران را تعقیب کرده و می‌کنم. با دیدن تصاویر مردمی که زخمی و کشته می‌شدند، گریستم و می‌گریم. همچون همه ی ایرانیان مقیم خارج، دل من در شهرهای ایران است. در تمامی لحظات کوشش می‌کنم تا در عالم خیال به سلول های انفرادی زندانها بروم و از نزدیک شاهد آنچه بر آنها می‌رود باشم. این تجربه ی دردناکی است که از سر می‌گذرانم. با خود می‌اندیشم وقتی تجربه ی خیالین سلول های انفرادی این همه دردناک است، فرزندان دلیر ایران چگونه این تجربه ی عینی را از سر می‌گذرانند. یک سو زندانیان چشم بسته و بی خبر از دنیا قرار دارند، و در سوی دیگر، بازجویانی که از هر وسیله ای برای خورد کردن فرزندان دلیر ایران زمین استفاده می‌کنند. باید برای آزادی آنها کاری کرد.

من ضمن اعلام حمایت از اعتصاب غذای اکبر گنجی و دیگر روشنفکران ایران در برابر مقر سازمان ملل در نیویورک، از همه ی ایرانیان مقیم آمریکا دعوت می‌کنم تا در این تحصن شرکت کنند و صدای اعتراض مردم ایران را به گوش جهانیان برسانید. من هم به عنوان یک ایرانی، که دل در گرو آبادی و آزادی و سربلندی ایران دارد، در اولین روز این برنامه (٣۱ تیر- ۲۲ جولای) در کنار شما در این تحصن شرکت خواهم کرد تا بتوانیم برای آزادی کلیه ی زندانیان سیاسی- عقیدتی گامی به پیش برداریم.

دوستدار همه ی شما

گوگوش

فراخوان اعتصاب غذا

همچنین ما امضا کنندگان این نامه از تمامی هموطنان مقیم آمریکا دعوت می کنیم که برای اعلام حمایت خود از جنبش سبز مردم ایران، و نیز اعلام همبستگی با بازداشت شدگان اعتراضات هفته های اخیر در ایران در تاریخهای یاد شده به این همایش اعتراضی در برابر مقر سازمان ملل متحد بپیوندد، و سفیر و صدای رسای هموطنان خود در این روزهای حساس و دشوار باشند.

این فراخوان را عبدالعلی بازرگان، محمد برقعی، حسین بشیریه، علی بنوعزیزی، نیره توحیدی، فاطمه حقیقت جو، حمید دباشی، مصطفی رخ صفت، علی رضایی، احمد صدری، محمود صدری، کاظم علمداری، عبدی کلانتری، رضا فانی یزدی، نهضت فرنودی، منصور فرهنگ، احمد کریمی حکاک، حسین کمالی، مهرانگیز کار، اکبر گنجی، ابراهیم سلطانی، علی میرسپاسی، مجید محمدی، مهرداد مشایخی، آرش نراقی و نادر هاشمی امضا کرده اند.

همچنین طاهر احمدزاده، یرواند آبراهامیان، ژانت آفاری، مهرزاد بروجردی، شهرنوش پارسی پور، عبدالکریم سروش، معصومه شفیعی، محسن قائم مقام، علی قدسی، علی کشتگر، محسن مخملباف، رضا معینی، موسوی خوئینی ها، محمدرضا نیکفر، سهیلا وحدتی و حسن یوسفی اشکوری حامیان آن هستند.

انتشار از: کیانوش توکلی